متن کامل این خاطره به شرح زیر است:
سال گذشته در یکی از ملاقاتها شب هنگام و پس از پایان دیدارمان، کلید ماموری که مسئولیت داشت تا درب خانه اختر را باز و سپس در را بر روی عزیزان ما قفل کند در درب شکست و و هیچ طور باز نشد. همه هویت ظاهری زندان در قفلیست که آزادی و اسارت را معنی میبخشد: والدین ایستاده بودند تا در زندانشان باز شود، ما ایستاده بودیم تا در به روی مادر و پدرمان قفل شود و زندابانان هم که در تلاش برای باز و بسته کردن دری که رام نمیشد. از درهای اختر یکی که قفل شکسته و خراب شده و درب دیگر را – درب راه پلههای پشتی- چنان مسدود کرده بودند، مسدود کردهاند، که باز نمیشد!
یک رفتار چند ساله، اراده زندان سازی چند ساله به گونهای نمادین در دقایقی که باز فقط ما بودیم و خدا ناممکن شده بود. نزدیک سه ربع طول کشید تا قفل زندان اختر تعمیر شود. گفتگوها و حس خاصی که فضای کوچهی عزیز در آن شب داشت از خاطر رفتنی نیست. زیر آسمان شب در بهشت مطلوبمان ایستاده بودیم.
از آیات قران میگفتیم به خصوص آیه مبارکه “و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و لیبلی المؤمنین منه بلاء حسنا ان الله سمیع علیم/ تو نیانداختی، بلکه خدا آن را بیانداخت تا مؤمنان را به آزمایشی نیکو بیازماید، همانا خدا شنوا و داناست.”
برای درک این اتفاق باید زندانی در ستم داشت و زندان کشید. برای درک قرآنی از آن باید با آیات لطیف و آرامش بخشش همنشین بود. به لحظهای اراده ما و آنها هیچ بود. نه دری گشوده میشد نه بسته! و ما هم به نوازش جلوه ای از اراده الهی زیبایی نابی را میدیدیم که قابل وصف نیست. یقینی شدن باورها و اطمینان قلبی برخاسته از آن شیرین و زیبا هستند. حتی وقتی در باریکه هایی چنین باشد.
اینهارا نوشتم تا بگویم که در این سالها فرصت یقینی شدن این باور که ” پروردگارم برای من جز تو کسی نیست ” به سان نعمتی زیبا که شکرش واجب است در پوشش تلخیها فراهم شده. اما فارغ از تعابیر و تفاسیر قرآنی که برعهده متخصصین آن است اگرچه اراده برتر در طول امور دست خداست اما مبنی بر دلایل عرضی، مجری بسیاری از امور انسانها هستند. اینکه مثلا بگوییم کسی مسئولیتی ندارد در قبال امور واقعی و مشخص نظیر حصر و حبس ظالمانه نفی کننده قدرت و اراده انسان ها برای اجرای امور نیست. حتی اگر قانونهای انسانی و امکانات موجودش را با همه انکار ناپذیری هم مد نظر قرار ندهیم.
برچسب:
نویسنده: یونا اکبری